(1317 ـ 1389 م/ 718 ـ 791 ه. ق) ناميده شده است. لقب نقشبند در فارسي بهمعني نقاش يا گلدوز در اينجا بهمعني قدرت نقشآفرين خداوند يا حقيقت الهي است.1 اطلاعات زيادي دربارهٴ زندگي و آموزشهايش در كتاب تركي رشحات
عينالحياة گردآوري شده است. او در نزديك بخارا زاده شد و در هجده سالگي به سمّاس، روستايي در همسايگي رفت، و نزد مرشد صوفي به نام محمدباباي سمّاسي شاگردي كرد. بابا در بستر مرگ وي را به جانشيني خود برگزيد. بيشتر عمر نقشبند در بخارا و سمرقند و اطراف آن گذشت. تيمور لنگ پيروانش را مورد حمايت قرار داد. اين فرقه در تركيه در سراسر امپراتوري عثماني انتشار زيادي يافت.
9) خَلْوَتيه. اين فرقه از انشعابات سهرورديه است، كه ظهيرالدين عمر خلوتي (وفات: 1397م/ 799 ه' . ق) آن را در خراسان بهوجود آورد. نام آن از يك اصطلاح متداول در ميان صوفيه، خلوت، مشتق شده است (بهمعني كنارهگيري از جهان براي عبادت و اخلاص بيشتر و بهتر). خلوتيه مقبوليت بيشتري بهدست آورد، ولي بنيانگذارش براي آن سازماني پديد نياورد و از اين رو، پس از مرگش به پانزده گروه تقسيم شد، هشت تا در آناطولي، پنج تا در مصر، يكي در نوبه، حجاز و سومالي، يكي در قبائليهٴ الجزاير. هريك از اين شعبات براي خود نامي دارند و اين مسئله مورد بحث است كه آيا بايد آنها را فرقههاي جداگانهاي شمرد، يا بخشي از خلوتيه يا سهرورديه؟ در هرحال، همان وفور فرقههاي رهباني جهان مسيحيت بهصورت فراواني فرقههاي درويشي در جهان اسلام ديده ميشود و ثابت ميكند كه همان تمايلات اساسي در هردو مورد الهامبخش افراد بوده است. از آنجا كه دنيا بد بود، بهتر بود از آن كنارهگيري و در كنار برادران همكيش با خداوند خلوت كرد.
در مورد مسلمانان چين (هوئي ـ هوئي) ¿ يادداشت مربوط به چين و مقالهٴ مربوط به تئائو تسونگ ـ ئي.
ه. هند
در شبه قارهٴ هند، بدون توجه به فاتحان مسلمان، رشد و توسعهٴ ديني، جيني يا هندو بود؛ در سيلان دين بودايي به شكوفايي خود ادامه داد.2
آغاز دين جيني، كه ميتوان رد آن را تا سدهٴ ششم ق م دنبال كرد، در جلد اول بيان شده است (ص 118). اين دين تاكنون به رشد خود ادامه داده، ولي منحصراً در هند. جينيها در سراسر
A. Waley <<New light on Buddhism in mediaeval India>>Mélanges chinois et bouddhiques 1, pp. 355-376, 1932; Isis no 35, p, 227.